پیش درآمد: دارک امبینت

موسیقی عرفاً با ریتم، ملودی و نوا شناخته می شود. فارق از ساختار اصلی تشکیل دهنده یک قطعه موسیقی، اجزای دیگری مثل سازهای موسیقی، شعر و صدای خواننده این ترکیب بندی را کامل می کند. در تمام سبک های قدیمی و جدید موسیقی در سراسر دنیا، آثار خلاق با مضمون (همچون فرم و محتوا) همیشه ماندگارتر شده اند. موسیقی (از لحاظ آهنگسازی) به مانند دیگر هنرها (نقاشی، هنر تجسمی، معماری، ادبیات، تئاتر و سینما) نیاز به تفکر و تأمل در اجرا برای رسیدن به یک هدف که انتقال یک ایده یا دیدگاه است، دارد. یکی از اولین هنجار شکنی ها در تعریف موسیقی از نظر ساختار و محتوا در زمان صنعتی شدن موسیقی، پدید آمدن سبک امبینت بود. در ژانر امبینت مشخصاً تمام قواعد نوشتن موسیقی بصورت منحصر بفردی تغییر کرد؛ به این صورت که قاعده اول ساخت موسیقی (آهنگسازی و شعر) جای خود را به فضاسازی صمعی و بصری داد. این سبک از تلفیق اِلمان های موسیقی بهمراه سینتی سایزر ها، افکت ها، نویز ها، سمپل ها و صدا های دیگری مانند صدای طبیعت، فضا و غیره بوجود آمد. در بین سبک های موسیقی آوانگارد که پس از ظهور سبک راک بوجود آمدند، موسیقی الکترونیک، امبینت و هیپ هاپ باعث انقلاب صنعت موسیقی در دهه 80 و 90 میلادی شدند؛ اگر چه بسیاری از گروه ها و موسیقیدانان این سبک ها خیلی زود بصورت تجاری فعالیت گسترده کردند و هویت “نو” بودن را با عامه پسند بودن عوض کردند. در زیر شاخه های موسیقی “نو” یکی از زیر-سبک هایی که بوجود آمد و بعد ها بصورت یه سبک اصلی در موسیقی معرفی شد موسیقی دارک-امبینت بود. ساختار اصلی دارک امبینت آهنگسازی با هارمونی های ناقص یا صدا های کم فرکانس ِ فاقد ریتم بود که با افکت های نویز بصورت دیستورشن همراه می شد. آهنگساز با چیدمان این فرگمنت ها یا اصوات غیر استاندارد سعی میکرد که داستان خود را روایت کند. در نهایت پروژه های بزرگی مانند Lustmord، CTI ، و Controlled Bleeding از دل این نوع آهنگسازی بیرون آمدند. از ویژگی سبک دارک امبینت قابلیت ساخت و اجرای تکنفره یا گروهی آثار بود که مانند موسیقی الکترونیک یک امتیاز منحصر بفرد در مقابل سبک های دیگر موسیقی در آن زمان بود. امروزه با استفاده از تکنولوژی، ساخت آثار در این سبک ساده تر از قبل شده اما آن چیزی که پروژه های خاص را در طول این سه دهه معروف و ماندگار کرده، فقط خلاقیت در فضاسازیِ این شاخهء تجربیِ موسیقی بوده است.

معرفی :آلبوم جدید Xerxes the Dark

[Ab] Solution  نام نهمین آلبوم پروژه دارک امبینت ایرانی Xerxes the Dark هست که ماه گذشته توسط لیبل D.M.T. Records منتشر شد. این آلبوم بر اساس تجربه شخصی از یک اوردوز سنگین که حدود دو ساعت به طول انجامیده توسط تنها عضو این پروژه Morego ساخته شده است. روایت شنیداری این تجربه با قطعه Departing Scene شروع می شود؛ لحظه جدایی تا ورود به دنیای دیگر (برزخ) را تداعی میکند. فضای گنگ و تاریک این اثر نمایانگر این جابجایی ناخواسته در ذهن شنونده است. این قطعه دو قسمت دارد؛ ابتدا فضای رهایی در خلأ (مانند بی وزنی یا کشیده شده در کهکشان) و سپس در موقعیت جدید قرار گرفتن و شروع جستجو؛ جستجو به مانند راه رفتن و نزدیک شدن به یک مکان نا معلوم.

قطعات Limbo (Opus 1 – Entrance) و Limbo (Opus 2 – Lost & Lorn) تداعی گر آشنایی با دنیای برزخ است. این دو قطعه که جمعاً حدود 15 دقیقه زمان دارد بر اساس ورود و تجربه کردن دنیای جدید است که گمگشتگی حقیقی را به همراه دارد. شاید این سفر فقط در یک مکان باشد و سفر کننده نیز در آن مکانها تنها نیست. در این دنیای تاریک و رمزآلود، صداهای عجیبی شنیده میشود؛ صدای صبحت در دوردست ها یا زجه های شخصی زیر شکنج و یا صدای افکار خود Morego دراعماق ناخودآگاهش. این تجسم ها فقط برای شنونده اتفاق نمی افتد، این سفرکننده است که با یادآوری خاطرات گذشته اش در قطعه Realizing Flashbacks این فضا را رقم میزند. عمق فضای این اثر مانند قطعات قبلی نیست و کمتر میباشد. احتمالاً این حالت از ترکیب حس هوشیاری و ناهوشیاری نشأت گرفته است. قطعه Longing To Return به حقیقتِ مرده حدسِ شنونده جان میبخشد. صداهای نامفهوم بار دیگر تلاش او به هوشیاری را نشان میدهند که میتواند بصورت غیر ارادی هم باشد. این تفکر با درنظر گرفتن صدای بوق (Tone) در انتهای قطعه قبلی می تواند امید بخش برای رسیدن به خط پایان باشد.

Retrocausality قطعه ششم این آلبوم هست که به گفته آهنگساز حدود یکسال بعد از ساخته شدن بقیه آثار این آلبوم، در پاییز 2016 ساخته شده است. این قطعه که با حدود 14 دقیقه زمان، بلند ترین اثر این آلبوم است، یک نمایش کلی از این تجربه است. این عقبگرد که احتمالاً از جستجوی “علّت” آن اتفاق پدید آمده، فضای بسیار عجیب و ناهمگونی دارد. مانند قطعه Realizing Flashbacks، اتمسفر این اثر هم دارای طغیان متمایزی نسبت به بقیه آثار می باشد. Deliverance (by Light) شاید زمینی ترین قطعه این آلبوم است که به این کابوس دو ساعته خاتمه می بخشد. مانند قطعه اول، بار دیگر یک جا بجایی در مکان و زمان اتفاق میافتد و تا لحظه رهایی ادامه می یابد.