“ببینید، سفر واپسینم را آغاز می کنم، و آخرین بار آسمان را می نگرم. ایزد مرگ مرا زنده می رباید تا در ژرفنای ظلمات جای دهد، پیش از آنکه سرودهای عروسی گوشم را بنوازد، و شعله مشعلها چشمم را روشنی بخشد، در آستانه حجله گاه، تاریکی و خاموشی مرا در برمی گیرند و مرگ در…