
برنامهای برای نوشتن این متن نداشتم. به قدر کافی درباره بلک متال نوشتهام. میدونم که بیشتر مردم اهمیتی نمیدهند و کسانی هم که اهمیت میدهند خودشون نسبت به این ژانر آگاهی کافی دارند. بیست سالی هست که از شروع Misty-Graveyard میگذرد و خوب است پیش از اینکه به لینکهای مرده و فایلهای گمشده تبدیل شود در جایی ثبت شود. پس اینطور پیش میریم: چطور شروع شد، چه گذشت و چه چیزهایی اشتباه پیش رفتند. بنابراین آنچه میخوانید نوستالژی نیست؛ مستندسازی است، فقط برای خودم و شاید هم برای شما.
داستان از زمانی شروع شد که وارد دنیای متال شدم. دبیرستان که بودم با یک متالهد به نام Sovereign دوست شدم، که وبلاگی به نام Sovereign in Avernus داشت. در آن زمان با بندهایی مثل Iron Maiden، Black Sabbath و Metallica آشنا بودم و زیاد گوش میکردم. یادم میاد پسرداییم یک هودی Deicide داشت که نمیدانستم چیست، ولی به نظرم خیلی جذاب و خفن بود.
آن زمان، آغاز عصر گوشیهای هوشمند بود و دوست دبیرستانیام برایم Symphony of Destruction از Megadeth را پخش کرد. نمیدانستم موسیقی میتواند این حد هم شدید بشود. وقتی بیشتر درباره موسیقی صحبت کردیم، گفت وبلاگی دارد که باید نگاهی بهش بندازم. و اونجا بود که به یه بیوگرافی از Dimmu Borgir برخوردم و با سبک بلک متال آشنا شدم.
تقریباً همان زمان ها، از طریق دوستی دیگر که با او موسیقی و کلیپهای ویدیویی مبادله میکردم با Burzum و Darkthrone آشنا شدم. اینترنت دایلآپ خیلی کند بود و امکان خرید آلبوم ها در ایران فراهم نبود. تنها راههی که داشتم استفاده از DC++ برای دانلود موسیقی بود، پس دنبال نام گروههایی که در آن CD مبادله شده بودند میگشتم، و از این طریق Black Metal Hub را کشف کردم. شبها اینترنت دایلآپم را روشن میکردم و آرشیوهای به اشتراک گذاشته شده توسط افراد در سراسر جهان را دانلود میکردم. همسن های من احتمالا به یاد دارند که حدود ۴ ساعت طول میکشید تا ۱۰۰ مگابایت دانلود شود. من حدود ۳۰ ساعت صرف میکردم تا یک CD را پر و دانلود کنم و سپس آن را مبادله کنم تا موسیقی بیشتری به آرشیوم اضافه کنم. مبادله نوار هنوز در اوایل ۲۰۰۰ در ایران رواج داشت، اما ترجیح من بیشتر اینترنت بود. از طریق چترومهای Yahoo Messenger اطلاعات رد و بدل میکردیم و نهایتاً همدیگر را ملاقات میکردیم.
از آنجایی که درباره موسیقی مدام حرف میزدم، در نهایت Sovereign پرسید آیا علاقهمندم برای وبلاگش بنویسم. من شروع به نوشتن بیوگرافی گروهها و نقد آلبومها به فارسی کردم. یک گروه انتخاب میکردم، در Metal-Archives جستجو میکردم، همه اطلاعات آنلاین را جمعآوری میکردم و آن را کلمه به کلمه با دیکشنری فیزیکی یا نرمافزار Babylon ترجمه میکردم، تا همه چیز برایم قابل فهم شود و نهایتا چیزی درباره آنها مینوشتم.
متأسفانه، در سال ۲۰۰۷، وبلاگ فیلتر، مسدود و نهایتاً از سایت میزبانش حذف شد (sovereign-in-avernus.mihanblog.com | 2004-2007). حتی هیچ نسخه پشتیبانی هم وجود نداشت به جز چند پستی که خودم در وبلاگم کپی کرده بودم. یادم میآید درباره گروههایی مثل Nargaroth، Burzum، Mayhem، Pantheist و کمی از تاریخ بلک متال نروژ می نوشتم. در آن زمان در ایران چند وبلاگ دیگر نیز درباره بلک متال می نوشتند که بسیار الهامبخش بودند. وبلاگهایی مثل Dunkelheit، Darkhell و Azhidahak.
در دوران Sovereign in Avernus، تعدادی میتینگ متال در تهران ترتیب دادیم، جایی که متالهدها در مکانهای مخفی جمع میشدند، موسیقی پخش میکردند و با هم معاشرت میکردند.Sovereign از طریق چترومهای Yahoo! Messenger با متالهدها در تماس بود و چند جلسه ای هم قبل از پیوستن من ترتیب داده بود. در نهایت، این میتینگ ها با تعطیلی وبلاگ و دستگیری تعدادی از متالهدها توسط پلیس در میتینگ پارک ملت خاتمه یافت. اما ما تا تابستان 2006 به میتینگ های هفتگی هر جمعه در توچال ادامه می دادیم و در یکی از میتینگ ها من و ۱۱ نفر از دوستانم توسط پلیس کوهستان دستگیر و به بازداشتگاه منتقل شدیم و نهایتا تحت پیگرد قانونی قرار گرفتیم. هرچند که تجربه ای ترسناک در آن زمان بود، خوشبختانه چون بیشتر اعضای گروه ما زیر سن قانونی بودند، در دادگاه با دادن تعهد تبرئه شدیم.

روز دستگیری
وقتی این را مینویسم، اسکرینشاتی از آخرین پست نوشته شده در وبلاگ Sovereign in Avernus پیدا کردم؛ دقیقاً یادم نیست چه اتفاقی افتاد، اما:
«دوستان عزیز، وبلاگ S.I.A، یکی از قدیمیترین وبلاگهای ایرانی در زمینه موسیقی، پس از سه سال پوشش اخبار، بهخصوص بلک متال، بهروزرسانیهای روزانه، بیوگرافی هنرمندان و گروههای برتر، دانلود موسیقی و غیره، اکنون به سکوت عمیق فرو میرود. این سکوت از خستگی نیست، بلکه از ضرورت است، مجبور به خاموشی هستیم. امیدواریم تا این لحظه توانسته باشیم به شما خدمت کنیم، بدون دروغ، تهمت، بحث یا مسائل دیگر. اعلام میکنیم فعالیت ما به پایان رسیده و تا وقتی اعتراض دیگری این سکوت مرگبار را بشکند، بهروزرسانیای انجام نخواهد شد. به دوستان قدیمی و عزیز وبلاگنویس که مانند ما مجبور به سکوت شدهاند، سلام و درود میفرستیم و برای کسانی که تازه فعالیت خود را آغاز میکنند، آرزوی موفقیت داریم.»
26 مرداد 1386

مسدود شدن وبلاک در سال 2007
این تجربه باعث شد من و چند نفر دیگر از صحنه فاصله بگیریم، حداقل برای مدتی کوتاه. من هنگام دستگیری تیشرت Dark Funeral که کاور آلبوم Diabolis Interium داشت پوشیده بودم و بخاطر آن اتفاق دیگر آن تیشرت را نپوشیدم و موسیقی شان را گوش ندادم تا سال 2019 که بند را از نزدیک در یک لایو متال دیدم و داستان را برای Lord Ahriman تعریف کردم.
کمی بعد از پایان وبلاگ، تصمیم گرفتم وبلاگ خودم را که همزمان با فعالیت دو ساله ما در Sovereign in Avernus ساخته بودم را به وبسایت تبدیل کنم. بنابراین Misty-Graveyard.blogfa.com در اکتبر ۲۰۰۷ تبدیل به Misty-Graveyard.com شد.

بنر و لوگو اصلی سایت
زمانیکه فعالیت در Misty-Graveyard را شروع کردم، آن را اولین مجله بلک متال خاورمیانه یا اولین Persian Black Magazine نامیدم، زیرا در آن زمان هیچ سایت دیگری وجود نداشت و وبلاگهای دیگر هم عمر کوتاهی داشتند. به جرأت می توان گفت Misty Graveyard اولین وبسایت درباره بلک متال به زبان فارسی بود. به همان سبک قبل درباره گروهها نوشتم، هم بیوگرافی و معرفی بند، و هم نقد و بررسی یک آلبوم خاص که به آن علاقه داشتم. بیشتر درباره گروهها و موسیقیهایی که دوست داشتم می نوشتم. به ندرت یا هیچگاه نقد منفی نمینوشتم، زیرا اگر با من علائق من همخوانی نداشت، پس دلیلی هم به نوشتن دربار اش پیدا نمی کردم.

Misty-Graveyard – 2010 Layout
امسال بیستمین سالگرد نوشتن من درباره بلک متال در وبلاگ و سپس در Misty-Graveyard است. اگرچه به فعالیت دورهای تبدیل شده و هر زمان چیزی واقعا مرا جذب کند مینویسم، اما به آنچه این مجله توانست در سالهای اولیه خود به دست آورد، بسیار افتخار میکنم. بین سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰، سایت Misty-Graveyard بیش از ۵۰ بهروزرسانی خبری، نقد آلبوم، بیوگرافی گروهها و چند مصاحبه با گروهها و افراد شناخته شده ای مانند Kanwulf (Ash) از Nargaroth و Jane از Trist و Ravenlord از Woods of Infinity و Rh- و Morbid از Deep-pression و Niklas از Shining انجام دادم.

Misty-Graveyard – 2009 Layout
البته، این یک تلاش تیمی بود. دوست عزیزم Lamentus، که بعدا به من در نوشتن نقدها در مجله پیوست، ابتدا در ارتباطات انگلیسی و ترجمه کمک میکرد. دانش گسترده او از ژانرهای فرعی و مهارت نوشتاری دقیقش، لحن و عمق Misty-Graveyard را به نحوی شکل داد که احتمالا به تنهایی نمیتوانستم انجام دهم. او برخی از بهترین نقدهای Funeral Doom و بلک متال را به تنهایی روی سایت نوشته است، و صادقانه، بدون کمک و تلاش او، بخش بزرگی از سالهای بعد MG اتفاق نمیافتاد.
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
چهرهها در عکسها برای دلایل امنیتی تار شدهاند.
بعد از آن تجربه، دایره دوستانم را کوچک کردم و از طریق دوستی با Lord Aras آشنا شدم، که در آن زمان در اوج بود. Aras یکی از نخستین پروژههای بلک متال ایرانی به همراه Avinar (aka Emerna) محسوب میشود. دوستی Aras مرا به مرحلهای متفاوت از مسیر موسیقیام رساند. علاقه موسیقیایی ما یکی بود و گروههای مشابهی را دوست داشتیم که پیوندی بین ما ایجاد کرد. موسیقی و دیدگاه هنری او در طول سالها تأثیر زیادی بر من داشته است. تا امروز او یکی از عزیزترین دوستانم است که عمیقا به او احترام میگذارم. او همچنین از ارتباطاتش استفاده کرد تا مرا با افرادی مرتبط کند و مصاحبههایی با Nargaroth و Shining انجام دهم.
در این مرحله، تمام چیزی که گوش داده بودم و دربارهاش نوشته بودم، گروههای بلک متال اسکاندیناوی و آمریکایی بودند، اما Aras من را با Avinar و Sorg Innkallense آشنا کرد، دو پروژه دیگر از اولین موج بلک متال ایرانی. موسیقی Sorg Innkallense مستقیماً تحت تأثیر گروههای نروژی بود، بسیار هارش و بی پرده، همه چیز دقیق و کامل بود. از سوی دیگر، موسیقی Avinar حسی از اندوه داشت، کمی رمانتیک، با وکال قوی، سینت و المانهای محیطی غالب که با بلک متال لو-فای ترکیب شده بود. بسیار شبیه آثار اولیه Aras، اما با دیدگاهی متفاوت تر.
آشنایی با این پروژهها و علم به اینکه خارج از ایران توجه زیادی به بلک متال ایرانی نشده است، تصمیم گرفتم Misty-Graveyard را به گروههای بلک متال ایرانی اختصاص دهم. در این زمان، بیشتر وبلاگهای فارسی فیلتر، مسدود یا حذف شده بودند. فکر کردم کنترل MG از طریق دامنه اختصاصی خیلی بهتر است و این طور از سرکوب و فیلتر شدن یا حذف سایت توسط رژیم حاکم بر ایران جلوگیری کردم.

Dark-Hell – Weblog
یکی از آن وبلاگها، Dark-Hell، منحصرا درباره گروههای بلک متال ایرانی مینوشت. من سامان (Sad Owl)، مالک Dark-Hell را از طریق Yahoo! Messenger میشناختم. یک باری با هم دیدار کردیم، موسیقی روی CD مبادله کردیم و قرار بود دوباره هم رو ببینیم که هیچوقت اتفاق نیفتاد و او تا حدی ناپدید شد. او مصاحبه ای بسیار خوب با Hamid aka Avinar انجام داد، که خیلی جلوتر از کاری بود که ما و وبلاگهای دیگر انجام میدادیم. چند سال بعد، در سال ۲۰۰۹، درباره فعالیت ها آنلاینم نامهای از طریق ایمیل از Internet Crime Branch سازمان اطلاعات ایران (این مورد قبل از شکل گیری پلیس فتا بود) دریافت کردم. محتوای ایمیل ادعا میکرد که درباره هویت من، علاقهمندیهایم و محل سکونتم اطلاع دارند و در صورت ادامه انتشار محتوای ضد اسلام، شیطانی و کفرآمیز، اقدام قانونی خواهند کرد. تقریبا همزمان، ایمیلی از سامان با همان محتوا دریافت کردم که به او نیز ارسال شده بود که برای من فوروارد کرد، اما دیگر از سامان خبری نشد و به ایمیل من جواب نداد.
Dunkelheit، وبلاگ دیگری که به آن علاقه داشتم، بیشتر روی اسطورهها و جنبههای فلسفی بلک متال تمرکز داشت، عمدتاً درباره نروژ و گروههای موج دوم.
نام وبلاگهای فارسی دیگر را دقیقاً به یاد نمیآورم، اما تعداد انگشتشماری بودند که قبل از حذف شدن همهشان، بین ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ فعالیت میکردند.
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
من تمرکز بیشتری روی گروههای ایرانی گذاشتم. بیشتر آنها پروژههای تکنفره بودند، با اکثر آنها دوست شدم و گاهی اوقات آهنگها و پروموهای جدیدشان را برایم میفرستادند. در همین حین، دوستی به نام Blasphemer درباره ساخت یک پایگاه داده با من صحبت کرد، شبیه Metal-Archives اما به زبان فارسی و با یک تفاوت: هر گروه بیوگرافی کوتاهی داشت. ایده خوبی بود و آن را پذیرفتم. وارد کار شدم و MetalCenter.ir متولد شد. ما در عرض یک سال اطلاعات حدود ۱۰۰ گروه بلک، دووم و دث متال را به زبان فارسی فهرست کردیم. او در واقع لوگوی Misty-Graveyard و اولین قالب سایت HTML را طراحی کرد. متأسفانه مدتی بعد ارتباطمان قطع شد و او دیگر علاقهای به ادامه همکاری نداشت و پروژه در نهایت متوقف شد.

MetalCenter.ir
هرچه بیشتر کاوش میکردم، از آنچه بلک متال ایرانی میتوانست ارائه دهد شگفتزده تر میشدم. در این مرحله، Avinar نام خود را به Emerna تغییر داد. Ekove Efrits آلبوم Suicidal Rebirth را منتشر کرد؛ اثری که هیچ مشابهی در صحنه ایرانی نداشت. آلبوم Nest of Death از بند Daamoon شامل یک آهنگ با وکال فارسی بود و نشان داد که چنین پتانسیلی در بندهای ایرانی وجد دارد. Nazhand (aka Najand) پیشرو در بلک متال امبینت شد و Halla خشنترین بلک متال ایرانی تا آن زمان را ارائه داد. در این مرحله Murkmyth و Count de Efrit و Nazhand و Morego از Xerxes the Dark (Dark Ambient) و اعضای گروه Halla و چند پروژه دیگر ارتباط برقرار کردم که تجربه دست اول از فرآیند ضبط و کارهای جدیدشان را برایم فراهم کرد و کمک کرد وبسایت را ادامه دهم و موسیقیشان را به اشتراک بگذارم.

من فکر نمیکنم صحنه بلک متال ایرانی هرگز به اندازه سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ قدرتمند بوده باشد. حتی پروژههای کوتاهمدت تقلیدی مثل Dark Leader و Cold Cry یا Sar جذابیت خاص خود را داشتند. فکر میکنم این را میتوانم پایان موج دوم بلک متال ایرانی بدانم که تقریبا همزمان با پایان موج اول است. به علاوه، عدم فعالیت Misty-Graveyard هم در همان بازه زمانی رخ داد. و اینجا بود که گیر افتادم. هیچ چیزی شبیه آن آلبومهایی که در آن دوران تولید شد، به گوش نمیرسید یا حداقل برای من جذابیت سابق را نداشتند و ندارند.

در میانه همه این اتفاقات، مجله Metallian از فرانسه در ۲۰۱۱ با من تماس گرفت و برای مصاحبه درباره متالِ اکستریم در ایران درخواست کرد. با Dimitri Groult درباره موسیقی زیرزمینی، موانعی که داشتیم و خطرات واقعی پشت آن صحبت کردم. میتوانید مقاله Du metal extreme au pays des Ayatollahs را از لینک زیر بخوانید: https://www.metallian.online/iran

کاور مجله Metallian در جون سال 2011
پس از این مصاحبه، تمرکز Misty-Graveyard دوباره به بلک متال زیرزمینی برگشت، زیرا سالها هیچ آلبوم قابل توجهی در ایران نبود. این زمان همچنین همزمان شد با مهاجرت من به آمریکا و چند سال طول کشید تا در آنجا جا بیفتم و به نوشتن جدی فکر کنم. وقتی قالب فعلی شبکههای اجتماعی ظهور کرد، به جای نوشتن، شروع به انتشار عکس و ویدیو کردم. گاهبهگاه نقدی هم می نوشتم؛ آلبومی جدید گوش میکردم و بلافاصله چیزی درباره آن مینوشتم، که اکنون یک یا دو بار در سال اتفاق میافتد.
اگر تلاشهای Lamentus برای نوشتن نقدها در چند سال اخیر نبود، Misty-Graveyard هیچ بهروزرسانیای جز فعالیت اینستاگرامی نداشت. طنز تلخ قضیه این است که این راکد شدن همزمان با زمانی رخ داده که من بیش از همیشه به بلک متال گوش میدهم. در تمام این سال ها سعی کردم آلبومهای بلک متال ایرانی را منتشر و در خارج از مرز خودمان تبلیغ کنم و آنها را به لیبلها برای نظر فیزیکی معرفی کنم، اما متأسفانه چندان موفق نبودم و هنوز بلک متال ایران از جامعه جهانی موسیقی زیرزمینی جدا مانده.
در سال 2013 بند ایرانی From the Vastland با اجرای زنده Inferno و سپس با چند آلبوم توجهاتی را به خود جلب کرد. سپس Akvan ظهور کرد و نگاهها را به سوی خود برگرداند. Harpag و پروژههای متعددش با انتشار آثاری در Ardawahisht Kollective شعله را روشن نگه داشت. میتوانم از Trivax بگویم که پس از پاندمی خبرساز شد و سعی کرد ایران را با موسیقی قوی خودش دوباره روی نقشه قرار دهد.

پس از ۲۰ سال نمیتوانم بگویم امروز را پیشبینی نکرده بودم. این برای من از آغاز یه رساله شخصی بود و هست. از همان موقع به خودم قول دادم تا روزی که می توانم، این سایت رو بالا نگه خواهم داشت. متاسفانه ما سالهاست که دیگر مرجع مکتوب فارسی درباره بلک متال نداریم، و هرکسی آمد در این زمینه تلاشی انجام بدهد، خیلی زود کنار کشید. آخرین نمونه ای که یادم میاد سایت Heavy Rate Champion بود که چند سال پیش شروع بکار کرد و چندی نگذشت که فعالیتش متوقف شد. با تلاش هایی که در گروه های تلگرامی فارسی برای نشر موسیقی و اخبار فارسی میشود آشنا هستم و امیدوارم افراد پشت این گروه ها مطالب خودشون رو بروی بلاگ و سایت هم منتشر کنند که بصورت مکتوب در دسترس همه باشد.
قطعا این یک خاطره شخصی است، اما برای کسانی که علاقهمندند، تاریخچه بلک متال ایرانی به همراه تلاشهای Misty-Graveyard و دوستیها و خطرات واقعی پشت آن، اکنون ثبت شده است.
شاید همه آن چیزی که Misty-Graveyard قرار بود باشد همین بود: یک نجوا در میان سکوت، مشعلی لرزان که بین تعداد کمی از ما که برای زنده نگه داشتن خاطره اهمیت قائل بودیم، رد و بدل میشد. هیچوقت لازم نبود طولانی باشد. فقط لازم بود زنده بماند. و ۲۰ سال بعد هنوز زنده است. جایی زیر گرد و خاک آلبومهای بوت لگ قدیمی، داخل پوشهای که به نام گروهی که هیچکس آن را به یاد ندارد، صحنه هنوز نفس میکشد. مدفون است، اما مرده نیست. مه است، نه دود.









