نقد و بررسی آلبوم جدید Antigone’s Fate

“ببینید، سفر واپسینم را آغاز می کنم،

و آخرین بار آسمان را می نگرم.

ایزد مرگ مرا زنده می رباید

تا در ژرفنای ظلمات جای دهد،

پیش از آنکه سرودهای عروسی گوشم را بنوازد،

و شعله مشعلها چشمم را روشنی بخشد،

در آستانه حجله گاه،

تاریکی و خاموشی مرا در برمی گیرند

و مرگ در آغوشم می کشد”.

(نمایشنامه آنتیگونه از سافوکل)


سرنوشت آنتیگونه یک تراژدی بود؛ محکومیت دختر اودیپ در درام سافوکل زنده بگوری بود و او در نهایت خودکشی را برگزید – در تضادی بین قانون و وجدان. چناچه Ruun، نوازنده تمامی سازها، و مغز متفکر پروژه بلک متال آلمانی یعنی Antigone’s Fate درگیری های افراطی آنتیگونه را در حدس و گمان باقی می گذارد و در آلبوم Zum Horizont… آن را نمایان می سازد.

این بند تنها دو سال پس از انتشار نخستین آلبوم ملنکولیک بلک متال تحسین برانگیزنده اش، اکنون دومین آلبوم خود Zum Horizont… را منتشر ساخته است. با نگاهی اجمالی به آلبوم گذشته می توان چنین گفت که ساختار و تکنیک های وکال آلبوم Insomnia تقریباً یک شاهکار بود اما موارد بیشتری برای بال و پر دادن به این شاهکار وجود داشت. به هر صورت، Antigone’s Fate می تواند آلبوم هایی بیشتر از دو تا داشته باشد و این کاملاً به خود Ruun برمیگردد که بخواهد در این سطح کار کند یا نه. اینطور که پیداست ما شاهد یک تریلوژی هستیم که در آینده تکمیل خواهد شد.

بطور اساسی، شروع آلبوم Zum Horiozont… دقیقاً نقطه پایان آلبوم Insomnia می باشد. ترک ابتدایی یعنی Abendstren با گیتار آکوستیکی متفکرانه و با روح و درامزی غیرمعمول آغاز می شود (یک آغاز خوب برای آلبوم اما نه خیلی برجسته)؛ خیلی زود گیتار دیستورشن های خشن و درامز ظاهر و در نهایت ملودی های گیتار لید نیز نمایان می شوند. همانطور که اشاره شد این آلبوم شبیه به آلبوم پیشین ساخته نشده است اما مسیر پیشرفت آن قابل لمس است. متعادل، تقریباً آرامبخش، مالیخولیایی توصیف ناپذیر و ملودی هایی که یادآور سبک Post-Metal می باشد و ریتم سنگین و وزین را همراهی می کنند و با صدای خشن و گرفته Ruun ادغام می شوند. این صدای گرفته در نهایت اجرایی زیبا دارد.

ترک Morgengrauen بسیاری از المان های سبک Heavy metal و Doom metal را در خود دارد. توالی کوردها با صدای وکال که ترکیبی از فریاد و احساس است همراه می شود. در بخش میانی شاهد تکست های تسخیر کننده و نجوا کردن آنها هستیم. همچنین، گیتار لید به خوبی نواخته می شود و بخش آکوستیک آن حالتی اکسپریمنتال دارد. با همه اینها، می توان گفت این ترک ترکیبی از بلک متال و ظرافت زیاد می باشد.

ترک Herbstnacht به آرامی آغاز و سپس به کوبش های سنگین و اغوا کننده تبدیل می شود که توسعه یافته و در پایان یک سوم ابتدایی آن حالتی خلسه آور و اثیری را ایجاد می کند. سپس تبدیل به نجوا با حال و هوای سبک بلک متال می شود و با سازهای بیشتری همراه می گردد و برای مدتی این حالت یکنواخت ادامه می یابد. حالت کُر OHOHO حسی امیدوارانه و مثبت را تداعی می کند و در پایان دوباره خشن و سرسخت و در صدای بادی آرام و ملایم محو می شود.

ترک پایانی، Der graue Block، که از لحاظ زمانی بلند می باشد و 21 دقیقه است -که برای انجام هر کاری زمان زیادی است- و با صداهایی غیرمعمول، تجربه ای جدید را به گوش شنونده می رساند. باز هم در اینجا شاهد گیتار لید قوی و فضایی متراکم و غلیظ می باشیم. اگرچه ساختارها بسیار شلوغ می باشند با اینحال خستگی در شنیدن این ترک و بخصوص این آلبوم حس نمی شود؛ سازهای استفاده شده بسیار وسیع می باشند. کیبوردهای مالیخولیایی که تنها در ترک In endlosen Eiswüsten از آلبوم Insomnia شنیده بودیم اکنون در تمامی ترک ها قابل شنیدن است و در ترک طولانی Der graue Block کلین گیتارها و همینطور صدایی شبیه به زیلوفون شنیده می شود که صدایی سرد دارد و تنهایی سترونی را نقل میکند؛ بمانند نام ترک. این ترک در طرح ایده ها بسیار نوآور می باشد. برای هر چیزی زمان زیادی گذاشته شده و گهگاه با صداهایی کاملاً احساسی تجربه می شود. گیتار لید قوی با فضاسازی های متراکم که با انواع نامحدودی تقویت می شود. جهت گیری مجدد صداها همیشه مشکلات خودش را دارد و متأسفانه Antigone’s Fate نتوانسته است تمام آنها را با هم داشته باشد. بدین معنی که ارتباطات بین بخش های مختلف آهنگ ها همیشه هم به نظر روان و سیال نمی آید. برخی مواقع قطعات ناگهانی هستند و گاهی مانند پایان بندی Der graue Block، صداهایی صاف و زجاجی در پایانی آشفته و شلوغ شنیده می شوند.


در اصل، Antigone’s Fate برخی از ویژگی های آلبوم قبلی را حفظ کرده است. آوازهای روان و فراگیر، گیتار لید  ملودیک Doom metal، گیتار آکوستیک های ظریف و کیبوردِ این بند، احساسی باورنکردنی را در شما ایجاد می کند. همچنین، ما شاهد اتمسفریک بلک متالی با مالیخولیا و حتی گرایشات افسرده و غم افزا هستیم. در کلیت آلبوم می توانیم رد پای بندهایی چون Sólstafir و Empyrium را بیابیم. به هر روی، می توان از اوج های زیبای این آلبوم نیز یاد کرد که برخی اوقات حماسی و برخی اوقات با پشتیبانی کیبورد نمایه هایی از Insomnium را نشان می دهد. برخی جاهای آلبوم نیز کوبش و لرزش هایی در سبک Post-rock یا Blackgaze نزدیک به Alcest نیز حس می شود.

کاور آرت آلبوم بسیار منحصر بفرد است؛ امواج بر صخره ها می کوبند و می خروشند و شنونده را در ابهام برای سفری 52 دقیقه ای حاضر می کنند. زیرا پس از چند دقیقه این آلبوم به یک طوفان احساسی و عاطفی مبدل می شود. عالم رنج، مالیخولیا و سرافکندگی به شنونده با نیرویی بی حد و حصر رسوخ می کند و این درحالیست که نور و امید دوباره و دوباره در افق ظاهر می شود.



معرفی آثار برتر چند ماه اخیر

امسال سال موفق و پرکاری برای موسیقی بلک متال / دووم متال فصل بود. آلبوم های بی شماری از گروه های مطرح قدیمی در کنار بسیاری از گروه های تازه کار منتشر شده که اینجا چند تا رو که نظرم رو جلب کرده به اشتراک میگذارم.



پروژه Dark Ambeint/Dungeon ایرانی Varkâna آلبوم Ahrimanic Chambers

آلبوم جدید Make a Change… Kill Yourself به نام Oblivion Omitted

یکی از بهترین آلبوم های سال، آلبوم جدید Mizmor به نام Cairn

شاهکار جدید گروه سوئدی Cult of Luna به نام A Down to Fear

یکی از آلبوم های پر سر و صدای امسال، آلبوم جدید Batushka ورژن موسس گروه Krzysztof Drabikowski

از بهترین آثار منتشر شده چند سال اخیر ایران، آلبوم Frostfallen از Erancnoir

یکی از شگفت ترین انگیزترین آثاری که این روز ها دست به دست میشه، آلبوم Elva از Consider Suicide هست که پروژه جدید Kim Carlsson معروف گروه Lifelover و Hypothermia هست

آلبوم Tower of Silence از پروژه ایرانی Xerxes The Dark که اویل امسال منتشر شد از بهترین آثار دارک امبینت چند سال اخیر

The Lure Of Nyght از Sun of the Sleepless که بزودی منتشر میشه یکی از آلبوم هایی هسا که خیلی منتظرش بودم



آثار جدید و مورد علاقتون رو برای ما به ایمیل deineath@gmail.com یا به اینستاگرام Misty-Graveyard بفرستید.


نگاهی بر آلبوم Seeking Infinity از گروه Pantheist

I wonder what you mean, when you use the word ‘I?’ I’ve been very interested in this problem for a long long time, and I’ve come to the conclusion, that what most civilized people mean by that word, is a hallucination…
…As is well known we are now in the process of destroying our environment, as a result, of an attempt to conquer it and master it. And we have not realized, therefore, that our environment is not something other than ourselves. In assuming that it is we have made a great mistake. And are now paying the price for it.

Alan Watts

حدود 7 سال طول کشید تا غول های فیونرال دوم آلبوم جدید منتشر کنند. حوالی تابستان گذشته بود که Kostas (آهنگساز، وکال و کیبرد) گروه Pantheist  خبر انتشار یک آلبوم تماما (فیونرال) دووم متال را رسانه ای کرد و خیلی زود Seeking Infinity  روانه بازار شد. شاید بیش از یک دهه ای باشد که موسیقی روز دنیا (در سبک های امبینت / دووم / متال و پست راک) به شدت به سوی ‘آلبوم مفهونی’ و بُعد محتوایی بصری آثار میپردازد و مخاطبان جنبه سینمایی (داستان گو و تداعی گر) را از یک اثر صوتی می توانند تجربه می کنند. این آلبوم یک ساعته بی نظیر که نقطه جدیدی در آثار Pantheist  و ژانر Funeral Doom را پدید آورده ، تلفیقی از سبک اصلی گروه (فیونرال) و پروگرسیو دووم متال هست که گروه در اواخر دهه گذشته و اویل دهه جاری در آلبوم های Pantheist  و Journey Through Lands Unknown به آن پرداخته بوند. ساختار آلبوم به شکلیست که شنونده با چند بار گوش سپردن، ارتباط عمیقی با ریتم و شعر برقرار می کند و صرفا این ارتباط با یک بار شنیدن به سختی پدید می آید و تقریبا غیر ممکن است، چرا که مانند بسیاری از آثار تجربی دیگر، این آلبوم هم نیاز به زمان و تامل برای تاثیری ِ خود می طلبد. شخصا دلیل انتخاب این فرم و محتوا را بر حسب همکاری Kostas با شخصی متفکر و خلاق بنام Daniel Neagoe می دانم که آثار او درClouds  بی نظیرند و همچنین تاثیر او در آخرین آلبوم Shape of Despair  بسیار بدیهیست. Kostas در مصاحبه ای با doom-metal.com به تاثیرپذیری ازPink Floyd  تا Skepticism وهمچنین ایده استفاده از ارگ کلیسا به جای کیبرد برای انتقال حس فضای دوران باروک  در آثار Pantheist  از ابتدا تا امروز می گوید.  قطعه برجسته آلبوم BC to 30 AD – The Enlightened Ones از با یک ریتم داماتیک ابتدایی شروع می شود و در طول مدت اثر، با حفظ ملودی، مدام تغییر فرم می دهد. شنیدن این آلبوم را به طرفداران فیونرال دووم توصیه می کنم.


Batushka در مقابل Батюшка

اوایل سال 2019 گروه لهستانی Batushka دچار حواشی عجیبی از سوی دو عضو اصلی خود Kryzstof Drabikowski و Bartłomiej Krysiuk شد. هر دو دیگری را به خاطر دخالت افراطی در آهنگسازی و تولید خلاقانه محتوا متهم کردند که در نهایت این اختلاف موجب جدایی این دو از هم شد. این اتفاق در حالی صورت گرفت که انتشار مجدد آلبوم اول گروه به نام Litourgiya توسط Metal Blade Records در سال 2017 بازتاب وسیعی داشت و توجه طرفداران و منتقدان را جلب کرد.

باتوشکا БАТЮШКА به علت شمایل و استایل خاص نوع بلک متال که تاثیر شدید از المان های ارتدکس شرقی که هم در ظاهر گروه و هم در موسیقی آنها دیده و شنیده می شد به شهرت سریعی در دو سال گذشته رسید. و بعد از فروپاشی و جدایی Kris و Bart هر دو اعلام کردند که گروه در اختیار آنهاست و با قدرت به کارشون ادامه خواهند داد. این عمل از سوی هر دو موجب بالا گرفتن دعوا و کار به شکایت در دادگاه حقوق مدنی لهستان کشیده شد. با وجود گذشتن چند ماه از این جریان، هنوز جواب قطعی از نتیجه ای که مشخص کنه چه کسی صاحب اصلی باتوشکا هست منتشر نشده. نکته عجیب و پایانی این داستان، اعلام تاریخ انتشار آلبوم جدید باتوشکا به نام Hospodi در 12ام جولای توسط Metal Blade Records بود که مشخص شد Bart کنترل گروه را به دست گرفته و با تمام اکانت های فضای مجازی و حقوق مادی و معنوی از آن خود کرده، که مسلما سریعا با واکنش Kris مواجه شد و او آلبوم Панихида (نام نوعی مراسم یادبود در کلیسای ارتدکس شرقی) در 30ام می ماه در صفحه بند کمپ منتشر کرد.

بعد از انتشار آلبوم Kris و همچنین انتشار دوتک قطعه از آلبوم جدید توسط Bart در ماه جون، طرفداران و مجلات شروع به مقایسه دقیق این آثار کردند تا ثابت کنند کدام یک از این دو نفر مغز متفکر پشت آلبوم اول Litourgiya (که به قول خیلی از آنها شاهکار جدید و نوظهور بلاک متال این چند سال اخیر بوده) است.

نوع فضاسازی و آهنگسازی Kris (موسس اصلی گروه و عضو جدا شده از لحاظ قانونی در زمان فعلی) نشان می دهد که او مغز متفکر پشت آلبوم بی نظیر Litourgiya بوده و در حالی که آلبوم Bart بلک متال ناب و گوش نوازیست اما اصلا قابل قیاس در هیچ معیاری با آثاری که Kris منتشر کرده نیست. و این تشابه در ساختار، ریف ها، فضا و حتی کاور آلبوم Kris کاملا هویداست.

Krzysztof “Derph” Drabikowski

جدا از حواشی، هر دو آلبوم بازخورد خوبی داشتند و اتفاقات پیرامون آنها موجب جلب توجه فراتر از انتظار را داشته است. Bart و Metal Blade Records که با حجم عظیم نقد ها منفی بخاطر برخوردشون با Kris داشتند تمام کامنت ها و بخش های اظهار نظر را در صفحه های اجتمایی اینستاگرم و یوتیوب بسته اند اما این امر موجب نرسیدن صدای طرفدارهای موسیقی به گوشی آنها نمی شود، اگرچه هیچکدام اشاره مستقیمی در این مورد نکردند. این در حالیست که Batushka زیر نظر Bart تور کنسرت های خود را با حمایت Metal Blade Records در آمریکای شمالی در پایان امسال به صحنه خواهد برد و با توجه به مسایل حقوقی، او حق اجرای آهنگ های قدیمی از آلبوم اول گروه را دارد که می تواند دلیل مهمی برای طرفداران این گروه برای دیدن این اجراها باشد ولی بلیط فروشی تا اینجا بسیار ضعیف تر از انتظار بوده و باید در ادامه دید آیا Bart می تواند سالن های چند صد نفری را پر کند!

Hail True Batushka 


Xerxes The Dark – Tower Of Silence

چندی پیش آلبوم جدید Xerxes The Dark به نام Tower Of Silence توسط Zāl Records منتشر شد. این آلبوم دارک امبیت شامل 9 قطعه بوده و حدود 54 دقیقه زمان دارد. Morego با حضور در چندین پروژه شخصی، آهنگسازی وهمکاری با گروه های مختلف و حضور در چند کامپلیشن آلبوم، سال پر کاری را گذراند و در آخر به پروژه اصلی خود بازگشت و یکی از بهترین آلبوم های دارک امبیت سال های اخیر خود را منتشر ساخت.

این آلبوم ، مانند آلبوم قبلی Ab] Solution] ، تا حد مشخصی به مسأله حیات و فرآیند بودن و نبودن می پردازد. مورگو در آلبوم قبل از لحظه ی مرگ، جدایی روح از جسم و لمس تجربه کوتاه مردن ِ ناشی از اوردوز گفت، و در این آلبوم هنرمند از رنج زندگی در زمان حال با تأثیرپذیری از روایت ِ مکان های باستانی ایران، به نام گوردخمه، حس روزمرگی (اجبار زندگی و روزمرگی کردن) می گوید.

خلق آلبوم به همان داستان تاریخی و مسأله حیات در برابر مرگ، که اتفاقاً بسیار نزدیک به شرح حال امروزست، برمی گردد. ساختار پیچیده و لایه های بسیار زیاد موسیقی امبیت، بدون اینکه سخنی در خود داشته باشد، داستانسرایی می کند. بی تردید ترس و طغیان، المان های اصلی فضاسازی مورگو در این آلبوم بوده که بیشتر در قطعات Song of Dust و (The Omen (A Schizomanic Trip و Stupefaction شنیده می شود. از آنجا که این آثار قدرت حس و تجسم بسیار بالایی دارد، شنونده ناخودآگاه با شنیدن هر قطعه، خود را در حوالی یک گوردخمه می پندارد. برای من قطعه (Dagon (MMXX بیشتر از همه قطعات تداعی گر اسارتِ جسمی بی جان در ژرفای برج (این جهان) بود که در انتظار گُذار تاریکی بر روشنی رها شده است.

Xerxes the Dark با سه آلبوم اخیر Transmutation و Ab]Solution] و Tower of Silence توانسته بُعد جدیدی در موسیقی دارک امبیت باز کند که مشخصاً درکنار شخصی بودن، راویتگرانه و سینماتیک است. طرفداران این سبک با یک سه گانه بینظیر، ابسترکت، مرموز، دلهره آور و البته تجربی مواجهند که نشانگر پختگی و مهارت مورگو در آهنگسازی دارک امبیت در چند سال اخیر هست.


آلبوم Pessimistic Elements & Rebirth of Tragedy از Garhelenth 

Garhelenth یکی از معدود گروه های فعال بلک متال ایران ، اخیرا آلبوم موفقی به نام About Pessimistic Elements & Rebirth of Tragedy را توسط Satanath Records منتشر کرده است. اولین بازخورد من بعد از شنیدن آلبوم از این گروه دو نفره (متشکل از Hilnorgoth و Sagroth)، تاثیرات موسیقی اواخر دهه 90 بلک متال نروژ بر فضاسازی کلی این آلبوم بود. منحصرا، زمانی که اِلمان های خارجی به ساختار محدود بلک متال (Raw/True Black Metal) ورود کرده اند. البته این تاثیرپذیری محدود به Garhelenth نیست و این نوع تاثیر پذیزی در آهنگسازی در اکثر کارهای پروژه های موفق بلک متال ایرانی شنیده می شود. وفادار بودن به الفبای بلک متال (تردیشنال بلک متال) در طول تمام 28 دقیقه زمان این آلبوم قابل تقدیر است. اِلمان های خارجی مانند افکت ها (صدای زنگ ناقوس و …) همواره با ریف های سریع گیتار و درامز همراهی میشه و زمانی که قطعه شکل کامل خود می رسد، شنونده ی یک موسیقی ناب (ملودیک / کلاسیک) بلک متال هستیم. Destruction of the Will و Moral to Pessimist قطعات برجسته این آلبوم هستند که اتفاقا شروع کننده و پایان برنده این آلبوم هم هستند. از نقش پر رنگ وکال این اثر نباید گذشت. وکال در آثار ایرانی معمولا با اغماض شنونده رو به رو می شود و از آنجایی که موسیقی گوش خراش نباشد، نمره قبولی میگیرند اما در اینجا وکال همواره پر شور ادوات موسیقی را رو به جلو می برد. نکته مهم دیگری که وکال خوب ادا می کند، شعر می باشد. حتی با نگاهی سطحی به اشعار این آلبوم می شود دریافت که ذهنیت مشخصی پشت خلقت این آثار بوده است. برداشت شخصی من از محتوای این آلبوم به موضوع روابط شخص با خویش و اطراف (self conflict and interpersonal conflict) محدود می شود که آن در برگیرنده موضوعات: حقیقت ، نفرت ، ویرانی ، جنگ و .. است. ریتم گیتار و ریف های اینترو در هر قطعه به اندازه کافی جذاب هست که شنونده را وادار به شنیدن ادامه آهنگ می کند. شنیدن این آلبوم را از طریق بندکمپ با کیفیت بالا توصیه میکنم.

 

 

 

فیسبوک Facebook

اینستاگرام Instagram


آلبوم جدید Dimmu Borgir به نام Eonian

گروه سیمفونیک بلک متال Dimmu Borgir هشتمین آلبوم استدیویی خود را به نام Eonian در می ماه توسط لیبل Nuclear Blast منتشر می کند. این آلبوم شامل 10 قطعه می باشد که توسط Shagrath و Silenoz به صورت مشترک نوشته و ساخته شده است. تعداد زیادی از مجلات نقد و بررسی موسیقی متال این آلبوم را ضعیف خواندند و دوباره بحث تجاری مطلق بودن این گروه نروژی را پیش کشیدند. متال ساکس از Soft بودن این آلبوم نوشت. بلابرمونت اثر جدید دیمو بوگر را برای دیدن می پسندند نه برای شنیدن. متال-وانی با حمایت از گروه و آلبوم جدیدشون، امتیاز 9 از 10 را به این آلبوم داد. با توجه به نقد های متفاوت در مورد آلبوم، بی صبرانه منتظر انتشار آلبوم و نظر هواداران هستیم.

Dimmo Borgir – Eonian (2018)

01. The Unveiling
02. Interdimensional Summit
03. Ætheric
04. Council Of Wolves And Snakes
05. The Empyrean Phoenix
06. Lightbringer
07. I Am Sovereign
08. Archaic Correspondence
09. Alpha Aeon Omega
10. Rite Of Passage

اولین ویدیو منتشر شده از این آلبوم به نام Council of Wolves and Snakes :


سینگل آلبوم جدید ارس بنام The Passion Of Aras

بازگشت ارس پس از حدود 4 سال با سینگل آلبوم The Passion of Aras که اثری با ساختار اپیک متال در فضایی نزدیک به آثار قبلی این پروژه مانند حماسه گل سرخی (2008) و غریو درد (2009) با این تفاوت که بر خلاف تم حماسی آثار قبلی، اثر جدید فضایی تاریک و محزون تر دارد. ساختار کلیدی آثار اینسترومنتال ارس که تماماََ اِلمان هایی مانند کیبرد ارکسترال، طبل، درام و البته گیتار سولو را دارد این بار با صدای حزناک پیانو در اینترو و آترو و ویولن در میانه قطعه همراهی شده است. در قسمت پیک این قطعه، که همانند تمام آثار ارس، گیتار رکن اصلی را در امر فضاسازی دارد. البته ارس این بار ریتم درام منحصر بفردی ساخته که جزء نقاط قوت این اثر محصوب می شود.

Check out Aras Bandcamp for more


بازگشت Nortt پس از ده سال با آلبوم Endeligt

ده سال پس از انتشار یکی از شاهکار های فیونرال دووم/بلک متال Galgenfrist، پروژه دانمارکی Nortt چهارمین آلبوم بلند خود را تحت عنوان Endeligt منتشر کرد.

 


آلبوم Sun Of The Sleepless – To The Elements

آشنایی با پروژه Sun Of The Sleepless به سال 1999 بر میگردد. زمانی که Markus (معروف به Ulf Theodor Schwadorf)، مغز متفکر گروه دووم متال Empyrium، با انتشار ای-پی آلبوم Poems to the Wretches Hearts در قالب پروژه SOTS از علاقه اش به بلک متال برای طرفداران موسیقی متال، که در آن زمان مبهوت زیبایی های صمعی آثار امپایریوم شده بودند، سخن گفت. تابستان 2017 پس از گذشت 18 سال از آن زمان، اولین آلبوم استدیویی این پروژه به نام To The Elements توسط کمپانی Prophecy منتشر شد. پیش از انتشار رسمی این آلبوم، چند قطعه بصورت تک آهنگ در فضای اینترنت منتشر شد و با استقبال خوب مخاطبان و منتقدان موسیقی بلک متال مواجه شد. این آلبوم شامل 8 قطعه و حدود 40 دقیقه زمان دارد و ابتدا با عنوان Poetic Black Metal معرفی شد اما پس از انتشار، اکثر منقدان بر این اذعان داشتند که موسیقی این آلبوم تحت تاثیر بلک متال نروژ دهه اوایل دهه 90 (بورزوم، دارکثرون، ایمورتال و گرگروث)  می باشد و به نقل نظرات، Black Metal خالص عنوان بهتری برای معرفی آن است. . برای مثال، ریف های (و البته درامز) نواخته شده در قطعه The In The Realm of the Bark  بسیار شبیه آثار قدیمی گروه Darkthrone می باشد.

اینترو آلبوم یک اثری حماسی به نام The Burden هست که المان هایی از موسیقی کلاسیک و سمفونیک را در بر دارد که شعر(متن) آن برگرفته از تک گویی شخصیت Prospero در بخش آخر نمایشنامه The Tempest (طوفان) اثر ویلیام شکسپیر است که بار ها بصورت اپرا در تئاتر اجرا شده است؛ و این اجرا بصورت تاریک تر و عمیق تر در قالبی بلک متال حماسی توسط Markus بعنوان شروع کننده این آلبوم اجرا و انتخاب شده است.

 

Now my charms are all o’erthrown,
And what strength I have’s mine own,
Which is most faint: now, ’tis true,
I must be here confined by you,

                      ~Shakespeare

در واقع این آلبوم با قطعه Motions آغاز میشود. اثری که یک قطعه بلک متال تمام عیار است. شروع مرگبار این اثر با ریف های سریع گیتار همراه با درامز در 40ثانیه ابتدایی هر شنونده بلک متالی را مبهوت می کند و در ادامه با نواختن سولو و اضافه شدن وکال، جلوه تاریک تر و پرمعنی تر به خود میگیرد. Motions از طبیعت میگوید، پیام این اثر “جریان داشتن” و “جاری بودن” است. Markus درباره این قطعه میگوید: “همه چیز در طبیعت در حال جریان است. طبیعت از ایسادگی و پوسیدگی می هراسد. فصل ها، دریا، زندگی و مرگ؛ در تمام عناصر، بدون توقف در جریانند”. موسیقی این قطعه تحت تاثیر بوروزم و امپرور ساخته شده است. قطعه The Owl با شروعی اتمسفریک و در ادامه ملودیک تر، سومین قطعه این آلبوم است که درباره “جغد” نوشته و ساخته شده و همچنین یک موزیک ویدیو برای آن تهیه شده است. قطعه چهارم Where in My Childhood Lived نام دارد که شاید شخصی ترین و بلندترین (8دقیقه و 25ثانیه) قطعه این آلبوم باشد. Markus این قطعه را به تعبیر یک کابوس و یا سرود خیال برای خود تشبیه کرده که بر اساس ترس های کودکی اش ساخته است. این اثر یک Old School Black Metal مدرنیزه شده است که با برخورداری از المان های بلک متال و پست-بلک متال و تحت تاثیر بودن از گروه هایی همچون راتینگ کرایست ، بورزوم و تیامت ساخته شده است. قطعه بعدی Forest Crown نام دارد که با  فضایی تاریک و افسرده، شنونده را یاد مفهوم اصلی این آلبوم و این پروژه می اندارد: طبیعت. و این آغازگری برای شروع سفر به اعماق قطعه بعدی آلبوم میباشد، The Realm Of The Bark.

 

Hear sound in the trees
The Wind in the leafs
Old, old wisdom’s found
where the branches sound

                  ~Schwadorf

Markus درباره قطعه The Realm Of The Bark میگوید: “این یک اثر در وصف جنگل است. ذاتا یک اثر مشرکانه و ضد دین. جنگل کلیسای من هست و بوده از زمان بچگی من. این اثر را بخاطر سادگی و شاعرانه بودنش دوست دارم و فکر کنم جذاب ترین قطعه این آلبوم باشه”. موسیقی این قطعه به شدت تحت تاثیر دارکثرون و همچنین یولور ساخته شده است. بی شک اگر این قطعه را در پلی لیستی همراه با آثار قدیمی بلک متال نروژ پخش کنید، متوجه تفاوت آن نخواهید شد. اختتامیه باشکوه آلبوم قطعه Phoenix Rise نام دارد که بی شک یکی از زیباترین آثار بلک متال کلاسیک-اتمسفریک-شاعرانه-ملودیک بوده که تا به حال شنیدم. Markus این اثر را اینگونه معرفی میکند: “همیشه تضاد وجود دارند و درجایی این چنین است پویایی و تکامل نیز هست. وقتی که نور نباشد سایه هم نیست. قدرت دیوانه واری در این نهفته است. باید زایل کرد تا خلق کرد. باید رها کرد تا به دست آورد”. این اثر “قیام ققنوس” تداعی گر ققنوس بعنوان سمبل قربانی شدن و سازندگی دوباره (در زندگی و در طبیعت) هست. قسمت پایانی این قطعه برگرفته از اشعار تالکین در کتاب “ارباب حلقه ها” هست که مستقیما به موضوع این قطعه (قیام) اشاره میکند.

From the ashes a fire shall be woken,
A light from the shadows shall spring;
Renewed shall be blade that was broken,
The crownless again shall be king.
~J. R. R. Tolkien

از اینجا  SOTS را در فیسبوک دنبال کنید.

 

با تشکر از Lamentus.